الگوریتم موتورهای جست و جو در رتبهبندی وبسایتها با گذشت زمان شکل پیچیدهتری به خود گرفتهاست. همچنین، نحوهی جستجوی افراد نیز از کلمات مختصر و رسمی به سمت عبارات کاملتر با لحن عامیانه تغییر شکل یافته است. به علاوه، موتورهای جست و جو نیز نتایج بسیار دقیقتری نسبت به آنچه کاربران میخواهند ارائه میکنند. دیگر بهینهسازی محتوای وبسایت و استفاده از کلمات کلیدی به تنهایی کافی نیست، بلکه معماری وبسایت بسیار مهم است. با توجه به روند این تحولات، مدل خوشهای تولید محتوا، معماری مناسبی برای وبسایتهاست. بنابراین، استراتژی تولید محتوا باید متناسب با این معماری تغییر کرده وتوسعه یابد.
همانگونه که در تصویر زیر مشاهده میکنید، در روش سنتی تولید محتوا، پیرامون هر موضوع، مقالات مختلفی به صورت جداگانه نوشته شده میشود. اضافه کردن محتوای زیاد اما از هم گسیخته به یک وبلاگ، حتی اگر حاوی کلمات کلیدی بسیاری باشد، یافتن و رتبهبندی آنها را توسط موتورهای جست و جو مشکلتر خواهد کرد. همچنین، طبقهبندی نامنظم مطالب در وبسایت، باعث سردرگمی مخاطبان شده و باعث میشود نتوانند به سرعت اطلاعات مورد نیاز خود را بیابند.
با استفاده از مدل خوشهای تولید محتوا یا Topic Clusters، عنوانها به طور منظم دسته بندی میشوند. افراد به راحتی مطالب مورد نیاز خود را در وبسایت شما مییابند و به مقالات مرتبط هدایت میشوند. مدل محتوای خوشهای از سه جزء Pillar Content، Cluster Content و هایپرلینک تشکیل شده است. در این مدل، یک موضوع را که میخواهید وبسایت شما به وسیله آن توسط گوگل دیده شود، به عنوان موضوع اصلی انتخاب کنید (Pillar Content)، با توجه به آن، مقالات مرتبطی نوشته (Cluster Content) و به موضوع اصلی لینک دهید (Hyperlink). برای این منظور، باید از روشهای لینک بیلدینگ داخلی استفاده کرده و مقالات مرتبط را به یکدیگر لینک کنید. پیادهسازی این مدل تولید محتوا، علاوه بر ایجاد یک تجربه کاربری خوب، سبب میشود مخاطبان به صفحات بیشتری از وبسایت هدایت شوند. در نتیجه گوگل به راحتی میتواند تعداد بیشتری از صفحات وبسایت شما را ایندکس کرده و رتبهی بالاتری به آنها اختصاص دهد.
پیلارپیج همان صفحهای از وبسایت است که خوشهها(Cluster Contents) در آن قرار میگیرند و مانند نقشهی راه، اطلاعات کلی دربارهی یک عنوان جامع در آن وجود دارد. پیلارپیجها غالباً از یک مقالهی عادی طولانیتر هستند، چرا که تمام جنبههای مختلف یک موضوع را دربرمیگیرند، با این تفاوت که به شرح جزئیات آن نمیپردازند.
هر کدام از خوشههای محتوا، یکی از کلیدواژههای مرتبط با آن موضوع را به طور کامل و با جزییات بیشتر شرح میدهد. تمام خوشهها به این صفحهی جامع لینک میشوند. یکی از نکات مثبت در مورد پیلارپیج این است که مخاطب با ورود به آن، به منبع جامعی از اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی پیدا میکند و سپس تصمیم میگیرد کدام یک از جنبههای موضوع را با جزییات بیشتری مطالعه کند. به همین جهت، میتوان گفت پیلارپیج سبب افزایش ترافیک وبسایت شده و پتانسیل بسیار زیادی جهت قرار گرفتن در جایگاههای بالا در موتورهای جستجو دارد. بنابراین، ساخت پیلارپیج قدم مثبتی در جهت بهینهسازی موتورهای جست و جو و در نهایت تولید لید است.
اولین گام جهت ایجاد پیلارپیج، این است که تمرکز فکری خود را از کلیدواژهها به سمت عنوانهایی تغییر دهید که میخواهید رتبهی بالایی در نتایج جست و جوی گوگل کسب کنند. سپس، عناوین مقالات مرتبط با این موضوعات را انتخاب کنید. عنوان پیلارپیج باید تا حد کافی جامع و قابل بسط باشد. پیلارپیج باید تا حد ممکن، بیشتر سوالات مخاطب را در مورد یک موضوع خاص پاسخ دهد. همین موضوع باعث افزایش کلیک روی صفحات مختلف وبسایت شده و نرخ تبدیل کلیک بالا میرود.
برای انتخاب موضوعات میتوانید در مورد چالشها و علایق مخاطبان خود اطلاعات کسب کنید. فراموش نکنید این افراد هستند که با وارد کردن کلیدواژههای مورد نظر خود جست و جو میکنند، بنابراین باید تلاش کنید تا پرکاربردترین کیدواژهها، عبارات و موضوعاتی که توسط کاربران جست و جو شدهاند را بیابید. در حقیقت میتوان گفت شناخت پرسونای مخاطب، منبع بسیار خوبی از ایدهها برای تولید محتوای یک پیلارپیج است. در نهایت، ایدههای به دست آمده باید از نظر همراستا بودن با اهداف و استراتژیهای بلندمدت سازمان، بررسی شده و مناسبترین آنها انتخاب شوند.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان
در مقالات قبل، با اهمیت بازاریابی در شبکههای اجتماعی و مراحل آن به عنوان یکی از اصلیترین استراتژیهای دیجیتال مارکتینگ آشنا شدید. برای ارزیابی عملکرد کسب و کارتان در دیجیتال مارکتینگ، همانند دیگر بخشهای بازاریابی، شاخصههای کلیدی عملکرد یا KPI هایی وجود دارند که به کمک آنها میتوانید دریابید تا چه اندازه به اهداف خود نزدیک شدهاید. این روزها شبکه اجتماعی اینستاگرام بسیار پرطرفدار است و روز به روز بر تعداد عضوهایش افزوده میشود. به همین دلیل فضای بسیار مناسبی برای فعالیتهای بازاریابی و تبلیغات است.
در این مقاله میخواهیم شما را با KPI های اینستاگرام در حسابهای کاربری تجاری آشنا کنیم تا بتوانید به راحتی عملکرد خود را ارزیابی نمایید. از قسمت Insight، میتوانید به اطلاعات مفیدی درباره پستها، تمام فعالیتهای انجام شده در صفحه و اطلاعاتی در مورد خصوصیات و رفتار مخاطبان خود دسترسی پیدا کنید تا از آن طریق بهتر بتوانید برای کسب نتایج مورد نظرتان در مورد تولید بسیاری از محتواها تصمیمگیری و برنامهریزی کنید .
در بخش تعاملات یا Interactions، میتوانید مجموع فعالیتها و تعاملات افراد را با صفحهتان در هفته گذشته به تفکیک روز در قالب یک نمودار مشاهده کنید. همچنین، میزان بازدید از پروفایل، تعداد ورود به وبسایت، تعداد ایمیلهای ارسال شده، تعداد تماسهای تلفنی به صورت جداگانه نشان داده شده است.
در بخش Discovery، تعداد کل حسابهای کاربری که در هفته گذشته از صفحه شما بازدید کردهاند، در یک نمودار به تفکیک روزهای هفته نشان داده شده است. ممکن است هر شخص یک بار و یا بیشتر از صفحه شما بازدید کند. آمار هر بازدید در شاخصی به نام impression ثبت میشود. از طرفی، تعداد نفراتی که از پستهای شما بازدید کردهاند، با حذف حسابهای کاربری تکراری، در شاخص Reach محاسبه میشوند.
جهت ارزیابی نهایی فعالیتهای صفحه و اطلاع از روند صعودی یا نزولی رشد، با توجه به هدف مورد نظر، باید فعالیتها را طی بازه زمانی مشخص در قیاس با هفته قبل مقایسه کرد. برای مثال، زمانیکه هدف و تمرکز شما افزایش بازدید از وبسایت است، حتی بدون تغییری در Reach و یا Impression، در صورت افزایش کلیک بر روی وبسایت، هدف شما محقق شده است. هنگامی که تمرکز شما بر آگاهی از برند است، میتوان گفت در صورت بالا رفتن بازدید از پروفایل صرف نظر از فاکتورهای دیگر، در این مورد موفق عمل کرده اید.
محتوا به 3 بخش اصلی پستها، استوریها و پروموشنها تقسیم شده است. در این بخش میتوانید تجزیه و تحلیل درستی از آنچه تا به حال در صفحه خود پست کردهاید، به دست آورید.
در قسمت Feed Posts، 6 پست اخیر بر اساس بیشترین Impressionنمایش داده شده است. همچنین شما میتوانید در حالت نمایش تمام پستها، با استفاده از قابلیت فیلتر کردن، پستهای دلخواه خود را در بازههای زمانی مختلف (از 7 روز تا 2 سال) ، با توجه به kPI های دلخواه )مانند Engagement، Reach،Follows ،Likes ، Saved، Get Direction،View ، Profile Visit، Call، Email ،(Text و نوع محتوا (مانند عکس، ویدیو، آلبوم تصاویر و پستهای ) انتخاب کنید و خروجی آن را بررسی کنید. ایجاد پستهای ، قابلیت جدیدی است که اخیراً به اینستاگرام اضافه شده و امکان آنلاین از طریق تپ کردن بر روی پست و یا استوری را فراهم میکند. اگر هدف شما افزایش است، در این بخش میتوانید دریابید پستهای نسبت به میزان بازدید از آنها، چه میزان کلیک خورده و یا کاربران را به وبسایت هدایت کردهاند.
در قسمت insight هر کدام از پستها، اطلاعات کامل مربوط به آن پست از جمله میزان لایک، کامنت، به اشتراک گذاری و ذخیره کردن را مشاهده خواهید کرد.
برای اینکه بدانید هر پست شما چه میزان باعث شده مخاطبان از پروفایلتان بازدید کنند و یا وارد وبسایت شما شوند، به قسمت تعاملات یا Interactions، مراجعه کنید.
در بخش Discovery میتوانید به اطلاعات جزئیتر در مورد آن پست دست یابید. برای مثال، تعداد بازدیدهای پست شما به علاوه درصد افرادی که فالور شما نبودهاند اما از آن بازدید کردهاند، تعداد افرادی که از طریق این پست شما را فالو کردهاند، اطلاعات مربوط به Reach این پست. در این قسمت در مییابیم Impression به دست آمده، بیشتر مربوط به کدام بخش است: صفحه اصلی، جستجوی هشتگ، پروفایل و یا صفحه اکسپلور اینستاگرام.
در قسمت Stories، میتوانید گزارش مربوط به استوریهای گذشته خود را مشاهده کنید. در بخش Interactions، تعداد افرادی که نظرشان را درباره استوری شما در قالب پیام برای شما ارسال کردهاند و پس از مشاهدهی این استوری از پروفایل شما بازدید کردهاند، نمایش داده میشود. در بخش Discovery میتوانید اطلاعات بسیاری را درباره هر استوری و واکنشهای کاربران هنگام مشاهدهی آن دریابید.
برای مثال تعداد کل بازدیدهای استوری شما (Impression)، تعداد بازدیدهای بدون تکرار از آن (Reach)، تعداد افرادی که پس از مشاهده استوری، صفحهی شما را فالو کرده، وارد لینک موجود در استوری شده، یا از طریق ایمیل و پیامک با شما ارتباط برقرار کردهاند، معیارهای خوبی جهت سنجش میزان جذابیت محتوا برای کاربران هستند.
در رابطه با ارزیابی محتوا و تعیین موفقیت آمیز بودن آن، باید گفت الزامی به وجود رشد صعودی در تمام شاخصها نداریم، بلکه نوع کسب و کار و هدف ما از تولید محتوا، تعیین کنندهی شاخص مورد نیاز جهت ارزیابی عملکرد هستند. برای مثال نمیتوان گفت تعداد لایک و کامنت بالا همیشه معیار خوبی برای ارزیابی موفقیت ماست.
در این بخش، میتوانید از محل زندگی، محدوده سنی و جنسیت فالورهای خود مطلع شوید. این اطلاعات به شما کمک میکنند تا محتوایی متناسب با نیاز و سلیقهی مخاطبان تولید کنید. همچنین در بخش Followers، میتوانید دریابید فالورهای شما بیشتر در چه روزها و چه ساعاتی در اینستاگرام فعال هستند و مناسبترین وقت را برای گذاشتن پست انتخاب کنید.
آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان، در ایجاد و مدیریت شبکههای اجتماعی مورد نیاز کسب و کارتان شما را یاری خواهد کرد.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان
در این بلاگ قصد داریم به لحظههای حقیقت که پیشتر به آنها پرداختهایم، نگاهی اجمالی داشته باشیم.
در ابتدا بهتر است بدانیم که لحظه اول و دوم حقیقت در سال 2005 توسط آلن جورج لفلی مدیرعامل شرکت پی اند جی مطرح شد و بعدتر در سال 2011 گوگل لحظه صفرم حقیقت را ارائه کرد.
اولین لحظهای که به آن میپردازیم، لحظه قبل از لحظه صفرم است؛ زمانی که مشتری نیاز بالقوه دارد و هنوز شروع به جستجو نکرده است؛ لحظهای قبل از اینکه مشتری تصمیم بگیرد، دلیلی برای انتخاب ما داشته باشد و از میان رقبا به سمت ما تمایل پیدا کند. در این لحظه میتوانیم برای مخاطبانمان نیازی جدید را ایجاد کنیم. برای مثال شرکت اپل در سال 2010 با وجود گوشیهای هوشمند و همچنین لپتاپ، آیپد را به بازار معرفی کرد و نیاز جدیدی را در مخاطبان خود شکل داد.
لحظه بعدی اصطلاحی است که توسط گوگل ارائه شد؛ لحظه صفرم حقیقت. زمانی که فرد برای استفاده از یک کالا یا خدمت درباره آن در موتورهای جستجو به تحقیق میپردازد و از نظر دیگر افراد تاثیر میپذیرد. طبق آمار ارائه شده توسط گوگل، 88% از افراد در آمریکا، قبل از استفاده از محصولات و خدمات به جستجوی کالای مورد نظر خود میپردازند. در این مقطع رسانههای اجتماعی مانند اینستاگرم، تلگرام و … نقش مهم و تاثیرگذاری روی روند تصمیمگیری افراد دارند.
مرحله بعد، لحظه اول حقیقت است که مشتری تصمیم خود را میگیرد و برای اقدام میکند و بعد از جستجو در لحظه صفرم حقیقت، میان گزینههای موجود، دست به انتخاب میزند. لحظه اول حقیقت لحظه برخورد مشتری با محصول است. پروسه تصمیمگیری و انتخاب 3 الی 5 ثانیه از وقت مشتری را صرف میکند؛ در نتیجه روی عوامل تاثیرگذاری مثل بستهبندی، قیمت، گارانتی و … باید تمرکز بیشتری داشته باشیم.
لحظه بعدی لحظه دوم حقیقت است؛ لحظهای که مشتری به تجربه محصول یا خدمت ما میپردازد. اگر این تجربه مثبت باشد فرد دوباره تجربهاش را تکرار میکند اما اگر این تجربه منفی باشد، به سراغ محصولات رقبا میرود. در این مرحله نیاز به تمرکز بیشتری روی کیفیت محصولات و خدماتمان داریم.
مرحله بعدی، لحظه سوم حقیقت است؛ زمانی که مشتری نسبت به تجربه مثبت یا منفی کسب شده، بازخوردش را ارائه میکند. قابلیت محصولات ما برای رفع نیاز مشتری و همچنین تلاش ما برای ایجاد یک تجربه لذتبخش در خلال ، پاسخ احساسی مشتری ما را شکل میدهد. در این لحظه نباید از اهمیت بازاریابی دهان به دهان غافل بود. این نوع بازاریابی یکی از کمهزینهترین و در عین حال اثربخشترین راهها برای جذب مشتری است؛ چرا که بازخورد مثبت مشتری و پیشنهاد برند ما به دیگران از سمت او تاثیر زیادی روی پروسه Lead Generation خواهد داشت.
در همه مراحل باید به مدیریت تجربه مشتری و مدیریت ارتباط با مشتری توجه داشته باشیم. مدیریت درست هر لحظه و در اولویت قرار دادن نیازهای مشتری قبل از هر گزینه دیگری، به ما در داشتن مشتری وفادار کمک میکند.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان
شبکههای اجتماعی، بستر بسیار مناسبی برای بازاریابان فراهم کردهاند، چرا که از این طریق میتوانند سریعتر به اهداف خود دست یابند. آنها خواهند توانست با بودجهی نسبتاً کمتری با مشتریان بالقوه و بالفعل (مخاطبان هدف) خود تعامل دوسویه داشته باشند، آگاهی از برند را افزایش دهند و لید تولید کنند. در همین راستا، ترافیک وبسایت افزایش پیدا خواهد کرد و مشتریان به قیف هدایت میشوند. این روند به افزایش نرخ بازگشت سرمایه (ROI) کمک میکند. به علاوه، مخاطبان در شبکههای اجتماعی به راحتی میتوانند مطالب دلخواه و جذاب و کاربردی را به اشتراک بگذارند. بنابراین یک محتوای جذاب به راحتی در شبکههای اجتماعی وایرال میشود. بازاریابی در شبکههای اجتماعی، یکی از روشهای جذاب بازاریابی درونی یا Inbound Marketing است که بازدهی نسبتاً بالایی دارد.
برای بسیاری از برندها، فعالیت در شبکههای اجتماعی، یکی از اجزای اصلی استراتژی دیجیتال مارکتینگ است. به کارگیری یک استراتژی خوب و خلاقانه، میتواند رشدچشمگیری در کسب و کار شما ایجاد کرده و جایگاه شما را در صنعت در مقایسه با رقبا بهبود بخشد. اما اجرای برنامههای اشتباه و غیر اصولی ممکن است آسیب زیادی به کسب و کار شما برساند. این نوع بازاریابی سبب میشود با افراد بسیار زیادی در سراسر دنیا ارتباط برقرار کنید و مشتریان وفادار را افزایش دهید.
اهداف، چالشها و معیارهای ارزیابی بازاریابی در شبکههای اجتماعی را تعیین کنید. این اهداف میتوانند شامل افزایش آگاهی از برند، ارتباط قویتر و مستمر با مخاطبان، افزایش و افزایش ترافیک وبسایت باشند. در این مرحله لازم است وضعیت فعلی کسب و کار خود را از نظر معیارهای مهم مورد نظرتان بررسی کرده و جایگاه فعلی خود را در دنیای دیجیتال ارزیابی کنید. سپس باید تعیین کنید چه اندازه میتوانید به این کار زمان اختصاص دهید، چه منابعی در اختیار دارید؟ آیا خودتان این کار را انجام میدهید و یا به اشخاص دیگری میسپارید؟ و در نهایت چقدر بودجه لازم دارید؟
رقبای خود را شناسایی کنید. با بررسی و تحلیل فعالیتهای آنها در بازاریابی دیجیتال، میتوانید از موفقیتها و شکستهای آنها درس بگیرید.
مخاطبان هدف خود را تعیین کنید و سپس شبکههای اجتماعی متناسب با آنها را انتخاب نمایید. برخی اوقات خصوصیات دموگرافیک مخاطبان نقش عمدهای در انتخاب شبکه اجتماعی مورد نظر شما خواهد داشت.
متناسب با شبکه اجتماعی و مخاطبان هدف، محتوا تولید کنید. تلاش کنید با ارائهی اطلاعات خاص و مفید آموزشی، به مخاطب آگاهی دهید و از نظرات آنها بهره ببرید. تولید محتوای بصری جذاب و خلاقانه، سبب جذب مخاطبان میشود. به علاوه، شناسایی روند (ترند) رایج جامعه و سلیقهی مخاطبان میتواند به شما در انتخاب نوع و موضوع محتوا، کمک کند. بهتر است از هشتگهای مرتبط برای هر پست و یا محتوا، استفاده کنید. هشتگها مانند برچسب هستند و علاوه بر اینکه به مخاطب پیام محتوا را میرسانند، باعث میشوند کسانی که آن هشتگ را جست و جو میکنند، به سرعت مطلب را بیابند.
نتایج را با توجه به اهداف و معیارهای خود به طور مستمر ارزیابی کرده و بهبود دهید.
آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان، به شما و کسب و کارتان جهت بازاریابی اثر بخش در شبکههای اجتماعی کمک میکند.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان
تحلیل SWOT یک ابزار ضروری برای برنامهریزی، تدوین استراتژی و تحلیل وضعیت سازمان است. SWOT مخفف Strength، Weakness، Opportunity و Threat میباشد؛ یعنی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها. نقاط قوت و نقاط ضعف، مسائل درونی، تحت کنترل و قابل تغییر و فرصتها و تهدیدها، مسائل بیرونی سازمان هستند که تحت کنترل ما نیستند و امکان تغییر آنها وجود ندارد.
بیانگر ویژگیهای مثبت و درونی کسبوکار ما است. ویژگیهایی مثل دانش، تجربه، تحصیلات، شبکههای ارتباطی و مهارتها و داراییهایی مثل سرمایه، مشتریهای دائمی، کانالهای توزیع، تکنولوژی و … . باید بدانیم سازمان ما در چه ویژگیهایی از دیگر رقبا بهتر است، چه منابعی در دسترس ما هستند که دیگر رقبای ما به آنها دسترسی ندارند، ارزش افزوده ما نسبت به دیگر رقبا چیست و … . برای اندازهگیری قوتها به یک دید 360 درجه احتیاج داریم. یعنی بدانیم سهامداران، کارمندان، مشتریها و حتی رقبا، ما را چگونه میبینند.
جنبههای منفی و درونی کسب و کار ما، ارزشهای سازمان را کمرنگ میکند و در معرض خطر قرار میدهد. برای اینکه توانایی رقابت با دیگر رقبا را داشته باشیم، احتیاج داریم نقاط ضعفمان را در زمینههایی چون تخصص، مهارت و تکنولوژی شناسایی کنیم و دریابیم که در چه بخشهایی نیاز به تقویت داریم. برای شناسایی نقاط ضعف کسبوکارمان باید واقعبین باشیم و تا جایی که میتوانیم اطلاعات کسب کنیم.
فاکتورهای مثبت و بیرون سازمانی هستند که غالبا کنترلی روی آنها نداریم اما استفاده از آنها میتواند به موفقیت سازمان کمک کند. برای مثال فرصتهای موجود و تغییرات رخداده در بازار میتواند برای ما مفید باشد و منجر به ایجاد یک موقعیت خوب برای سازمان شود.
شامل عوامل منفی، بیرونی و فراتر از کنترل ما هستند که با داشتن استراتژی میتوان تا حدی آنها را به فرصت تبدیل کرد و از آنها سود برد. برای مثال رقبای فعلی و بالقوه ما چه کسانی هستند، چه عواملی میتواند کسبوکار ما را در ریسک قرار بدهد، چه موقعیتهایی ممکن است تلاشهای بازاریابی ما را تهدید کند و اینکه چه مقدار محصول یا تکنولوژی جدید ممکن است موقعیت محصولات ما را به خطر بیاندازد.
هدف تحلیل SWOT ایجاد یک دید همهجانبه نسبت به موقعیت فعلی و برنامهریزی برای آینده سازمان است؛ کشف شکاف میان جایی که هستیم و جایی که میخواهیم باشیم.
برای دریافت یک چشمانداز همه جانبه، باید از دادههایی که در اطراف ما قرار دارند و همچنین از بینش و دریافتهای متخصصین سازمان، کارمندان و حتی مشتریان استفاده کنیم. علاوه بر اینها میتوان از KPI ها برای سنجش عملکرد ماهیانه یا سالیانه استفاده کرد.
برای درک بهتر فرصتها و تهدیدها، میتوان از دادههایی که در اطراف ما قرار دارند استفاده کرد؛ باید اطلاعاتمان را در مورد صنعتی که در آن فعال هستیم، کامل کنیم. بازار هدفمان را بشناسیم و اطلاعاتمان را نسبت به آن کامل کنیم؛ بدانیم در چه بازاری فعالیت میکنیم، دنبال دستیابی به چه اهدافی هستیم، رقبای ما چه کسانی هستند، در چه زمینههایی فعالیت میکنند و اهدافشان چیست.
نکته اصلی تحلیل SWOT این است که با توجه به قوتها، ضعفها، تهدیدها و فرصتها، یک استراتژی بازاریابی قوی برای سازمان داشته باشیم. هر کسبوکار باید، تحلیل SWOT مربوط به خودش را داشته باشد.
فرآیند تجزیه و تحلیل SWOT فرصتی است که تیممان را متحد کنیم و از مشارکت آنها برای توسعه استراتژی استفاده کنیم. یک جلسه طوفان مغزی یا ارائه یک فرم به اعضای تیم برای بیان دیدگاه خود به صورت فردی، کمک میکند تا نسبت به مسائل درونی و بیرونی سازمان به جمع بندی برسیم و یک مدل نهایی و اولویتبندی شده از تحلیل SWOT داشته باشیم که هر چهار قسمت آن فاکتورها و عوامل موثر به خودشان را داشته باشند. بعد از اولویتبندی فاکتورها و ایجاد یک تحلیل SWOT، حالا میتوانیم برای تدوین استراتژیهای کوتاهمدت و بلندمدت از آن استفاده کنیم. برای تبدیل تحلیل به استراتژی، یکی از راههای پیشرو این است که دریابیم نقاط قوت، ضعف و فرصتها و تهدیدهای شرکت چه تاثیری روی هم دارند و میزان همپوشانی آنها چهقدر است.
گاهی از این مدل با عنوان TOWS یاد میشود. چیدمان استراتژیهایمان میتواند به چهار صورت زیر باشد:
استراتژی قوت – فرصت (SO): در این استراتژی تلاش میکنیم تا با استفاده از نقاط قوت شرکت، فرصتهایی را که شناسایی کردهایم تقویت کنیم.
استراتژی قوت – تهدید (ST): در استراتژی ST با استفاده از نقاط قوت، تهدیدهایی را که شناسایی کردهایم به حداقل میرسانیم.
استراتژی ضعف – فرصت (WO): با استفاده از فرصتهایی که شناسایی کردهایم تلاش میکنیم تا ضعفهای شرکت را به حداقل برسانیم.
استراتژی ضعف – تهدید (WT): در این استراتژی تلاش میکنیم تا ضعفها و کاستیهای درونی شرکت را به حداقل برسانیم تا از تهدیدهای احتمالی جلوگیری کنیم.در نهایت بعد از تدوین استراتژیها به بازنگری میپردازیم تا علت شکاف میان نتیجهها، از چیزی که انتظار داشتهایم تا چیزی که اتفاق افتاده است را بررسی کنیم. ارزش واقعی این تحلیل در جایی نشان داده میشود که تاثیر مثبت را حداکثر و تاثیرات منفی را به حداقل برساند.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان
پس از اینکه با انواع تبلیغات دیجیتال درونبرنامهای آشنا شدید، نوبت به آن رسیده که در مورد مدلهای قیمتگذاری در این تبلیغات و به طور کلی در دیجیتال مارکتینگ اطلاعات کسب کرده و بتوانید متناسب با هدف کمپین تبلیغاتی و نتایج مورد انتظار خود، بهینهترین مدل پرداخت را انتخاب کنید. این مدلها بر محور 3 فاکتور اصلی میزان بازدید، نرخ کلیک و عمل بنا شدهاند.
همان گونه که از نام آن پیداست، در مدل Cost Per Mille (CPM) یا هزینه به ازای هر هزار نمایش یا Impression، به ازای هر هزار نمایش آگهی در یک رسانه، به صاحب آن پول پرداخت میشود. در بیانی دیگر، عبارت CPM را Cost Per Million نیز مینامند، که در این حالت به ازای هر یک میلیون بار نمایش تبلیغات، هزینه دریافت میشود. استفاده از این مدل پرداخت برای کسب و کارهای نوپا که نیازمند افزایش آگاهی از برند هستند، مناسب است، چرا که به میزانی که Impression بالاتری داشته باشند، بیشتر دیده شدهاند و نام برند آنها در ذهن مخاطب پررنگتر نقش خواهد بست.
در مدل Cost Per Install (CPI)، به ازای هر بار نصب اپلیکیشن، هزینه پرداخت خواهید کرد. نکته مهم برای استفاده از این مدل این است که مخاطبان هدف خود را بشناسید و بدانید آنها بیشتر در کدام اپلیکیشنها حضور دارند، تا در زمان و مکان درست بتوانید در آن رسانهها تبلیغ کرده و آنها را به نصب برنامه خود ترغیب کنید. برای این منظور تبلیغ شما باید به بهینهترین حالت طراحی شده و شامل ویژگیهای کلیدی اپلیکیشن باشد. استفاده مناسب از دکمههای فراخوان یا CTA ضروری است.
در مدل Cost Per Action (CPA)، در ازای صورت گرفتن یک عمل خاص توسط مخاطب، هزینه پرداخت میشود. برای مثال، اگر هدف شما کردن افراد از اپلیکیشن باشد، تنها به ازای هر بار ثبت توسط کاربران، هزینه پرداخت میشود. سپس بسته به نوع کسب وکارتان، باید از بهینه بودن هزینهی CPA اطمینان حاصل کنید. برای مثال، اگر تعداد محصولات درون اپلیکیشن برایتان ملاک است، باید میزان CPA را با نرخ سود حاصل از هر مقایسه کنید.
در مدل Cost Per Click (CPC)، به ازای هر کلیک مخاطبان روی تبلیغ شما، هزینه پرداخت خواهد شد.این تبلیغات غالباً مخاطب را به صفحهی دانلود اپلیکیشن هدایت میکند. هنگام بهکارگیری این مدل پرداخت باید بسیار حساب شده عمل کنید، چراکه این روش زمانی مناسب است که هدف شما آگاهی از برند باشد. در صورتی که نرخ کلیک بالا باشد اما نرخ دانلود به همان میزان بالا نرود، نشان دهندهی این است که به مخاطب هدف خود دست نیافتهاید و یا صفحه شما در گاه اپلیکیشن، بهینه نشده است.
در مدل Cost Per Complete View (CPCV)، به ازای هر بار نمایش کامل ویدیو به مخاطبان، هزینه پرداخت میشود. این روش غالباً زمانی مناسب است که بخواهید میزان جذابیت یک ویدیوی تبلیغاتی را بسنجید و ارزیابی کنید تا چه میزان کاربران ویدیو را تا انتها دنبال کردهاند. سپس میتوانید در انتهای ویدیو از CTA استفاده کرده و مخاطبان را به لندینگ پیج دلخواه خود هدایت نمایید.
در این روش که غالباً هنگام شروع به کار یک پروژه جدید استفاده میشود، هزینه پرداختی به ازای تولید هر مشتری راغب یا لید Cost Per Lead، محاسبه خواهد شد. به عنوان مثال فرض کنید با استفاده از استراتژیهای هدایت Lead، جهت دستیابی به اطلاعات مشتریان راغب، یک فرم طراحی کردهاید. شما باید به ازای هر مخاطب این فرم را پر میکنند، هزینه پرداخت کنید. برای محاسبه CPL، باید هزینه پرداخت شده برای تولید لید را بر تعداد لیدهای ایجاد شده تقسیم نمایید. در صورتی که افزایش لید منجر به افزایش مشتریان بالفعل شما نشود، به این مفهوم است که در شناخت پرسونای مخاطب خود موفق نبودهاید و یا باید در تبلیغ خود اصلاحاتی انجام دهید.
در این مدل هزینه پرداختی به ازای تبدیل هر لید به ار (مشتری) یا Cost Per Order (CPO)، محاسبه میشود. مدل CPO در واقع زیرمجموعهی مدل CPA است. این مدل برای ارزیابی اثربخشی کمپین تبلیغاتی، هنگامی که هدف افزایش اپلیکیشن باشد، استفاده میشود.
برای اطمینان از بهینه بودن هزینههای تبلیغات دیجیتال، باید پس از محاسبه و تخمین هزینهها، به صرفهترین روش را انتخاب کنید. به علاوه به عنوان صاحب رسانه، میتوانید از تست A/B جهت بهینهسازی تبلیغ خود استفاده نمایید. آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان، با ارائهی خدمات مختلف دیجیتال مارکتینگ، کسب و کار شما را در دنیای دیجیتال متحول میسازد.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان
شاید بارها برای رسیدن به اهدافمان تلاش کرده باشیم اما در نهایت به نتیجه مطلوبی که به دنبال آن بودهایم، نرسیده باشیم. برای موفقیت در یک پروژه، نیاز به هدفگذاری SMART داریم. کلمه SMART مخفف Specific, Measurable, Achievable, Realistic, Time-based است. یعنی اهدافی که تعیین میکنیم باید مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، واقعبینانه و مبتنی بر زمان باشند.
قبل از راهاندازی هر پروژهای نیاز داریم تا اهدافمان را بر اساس شاخصهای مدل SMART تعیین کنیم. همیشه شکست ما در کسبوکار به معنای عدم برنامهریزی، ناتوانی، دانش و تخصص پایین نیست، بلکه این شکست میتواند به دلیل عدم توجه به اهدافمان باشد. مفهومSMART کمک میکند تا در کسبوکار خود موفق باشیم.
دو مورد دیگری که به مدل SMART اضافه شده است Evaluated و Reviewed هستند که آن را به SMARTER بدل کردهاند؛ یعنی ارزیابی و بازبینی اهداف که در ادامه بیشتر به این موارد میپردازیم.
اهداف SMART شاخصی است که نسبت به اهداف خوب و بد به ما بینش میدهد؛ همچنین کمک میکند تا موثرتر، از انرژی، زمان و منابعمان برای رسیدن به هدفهایمان استفاده کنیم. برای تعریف یک هدف جدید یا ایجاد تغییر در اهداف فعلی باید ببینیم که اهداف ما در چارچوب این 5 شاخص قرار میگیرد یا خیر.
اهداف باید روشن و مشخص باشد، به صورت واضح بیان شود و برای افراد درگیر در پروژه قابل فهم باشد در غیر این صورت، قادر نخواهیم بود تا روی تلاشهایمان متمرکز شویم و با انگیزه کافی ادامه بدهیم.
اندازهگیری و آنالیز اهداف شاخص بعدی است که در تعیین اهداف اهمیت بسیار دارد. اندازهگیری اهداف کمک میکند تا انگیزهمان را حفظ کنیم و روی فرآیندی که در حال طی کردن آن هستیم، متمرکز بمانیم. همچنین باید بدانیم در طول پروسه تا چه میزان پیش رفتهایم و برای دستیابی به نقطه نهایی به چه مقدار زمان احتیاج داریم.
اهدافی که تعیین میکنیم باید با توانایی، بودجه، سرمایه و زمان سازمان همسو باشد تا بتوان به آنها دست پیدا کرد. برای تعیین اهداف، توافق همه سهامداران شرکت نسبت به قابل دسترس بودن اهداف و ماهیت آنها الزامی است.
در بعضی از مدلها از R با عنوان Realistic یاد میشود و در بعضی دیگر از مدلها با عنوان Relevance. توضیح هر دو، به شرح زیر است:
با توجه به دانش، زمان و دسترسی به منابع اهدافمان را مشخص کنیم. اهداف باید واقعبینانه و قابل رسیدن باشند. واقعبینانه نبودن اهداف، باعث کاهش انگیزه و ایجاد دلسردی در افراد گروه میشود. اهداف مرتبط مورد دیگری است که روی ارتباط هدفمان با دیگر اهداف سازمان تمرکز دارد یعنی هماهنگی اهداف تعیین شده با دیگر اهداف سازمان.
برای دستیابی به اهداف باید زمانبندی درستی داشته باشیم و مدت مشخصی را برای رسیدن به آن تعیین کنیم. این مهلت نباید آنقدر طولانی باشد تا افراد پروژه را بیانگیزه کند و روی عملکرد پروژه تاثیر منفی بگذارد و نه آنقدر کوتاه باشد که تمام کردن پروژه و رسیدن به هدف، باعث افزایش فشار و استرس افراد درگیر در پروژه شود. زمانبندی کمک می کند تا وظایف روزمره افراد را در راستای رسیدن به اهداف اصلی سازمان، مدیریت کنیم.
اهداف سازمان چه کوتاه مدت باشند و چه بلند مدت نیاز به ارزیابی مستمر دارند. ارزیابی پیوسته کمک میکند تا به کیفیت انجام فعالیتها و پروسهها توجه داشته باشیم و به هدفمان نزدیکتر شویم. بهتر است که ارزیابی در سازمان به صورت یک عادت در بیاید. بیتوجهی به این مرحله ما را از اندازهگیری پیشرفتمان باز میدارد.
مرحله آخر در این مدل، بازبینی است؛ البته نه به این معنا که اهدافمان را از نو تعیین کنیم. بازبینی به این معنا است که در صورت نیاز و متانسب با دیگر اهداف سازمان، بازنگری داشته باشیم و اهدافمان را مجددا تنظیم کنیم.
SMART یک مدل موثر است که وضوح، تمرکز و انگیزه ای که برای رسیدن به اهدافما نیاز داریم را فراهم میکند. استفاده از اهداف SMART برای هر کسی، در هر کجا، بدون نیاز به ابزار تخصصی و آموزش آسان است؛ هرچند که بعضی از افراد معتقدند مدلSMART به دلیل چارچوبی که تعیین میکند، خلاقیت را از بین میبرد و برای اهداف بلند مدت هم به خوبی کار نمی کند، زیرا انعطاف پذیری سازمانها را کاهش میدهد.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ ماکان
بحث و تبادل نظر در گروه تمرکز یا (Focused Group Discussion (FGD، یکی از روشهای کیفی تحقیقات پایه بوده، که از علوم اجتماعی وارد حوزهی مدیریت و بازاریابی شده است. تشکیل گروه تمرکز یا Focus Group، یکی از روشهای مورد استفاده در تحقیقات بازار است که در آن به اطلاعاتی دربارهی میزان آگاهی بازار هدف از برند و یا چالشها و نظرات آنها هنگام از محصولات یا استفاده از خدمات خود دست خواهید یافت. برای تشکیل گروه تمرکز، افراد محدودی از جامعه هدف (معمولاً بین 6 تا 10 نفر)، انتخاب شده و سپس تحلیلها، نظرات و احساست خود را آزادانه در گروه تمرکز بیان میکنند. این نظرات قابل نقد و بررسی بوده و میتواند رد یا قبول شود. از این طریق میتوانید پاسخ بسیاری از سوالات خود را که نیازمند بینش عمیقتر و تعامل با مشتریان و مخاطبان از نزدیک هستند، بیشتر درک کنید. به کمک نتایج حاصل از این جلسات، میتوانید دریابید تا چه میزان در مسیر درست حرکت کردهاید و در گامهای بعدی از سردرگمی نجات یابید.
تشکیل گروههای تمرکز برای کسب و کارهایی که برای تولید محصول و یا ارائه خدمت جدید خود نیازمند آزمون کشش بازار هستند و یا حتی میخواهند تغییری در نوع بستهبندی محصولات قبلی خود ایجاد کنند، روشی مناسب است، چرا که پیش از تولید انبوه محصول و عرضهی عمومی آن، میتوانند دریابند تا چه حد مورد استقبال مخاطبان و مشتریان قرار خواهند گرفت.
همانگونه که اشاره شد، گروه تمرکز غالباً با هدف شناسایی و حل یک مسئله و یا تجزیه و تحلیل یک محصول/ خدمت تشکیل میشود تا از درک و برداشت افراد در جایگاه مشتری از ویژگیهای کمی و کیفی محصول مطلع گردید. پیش از تشکیل گروه، باید موضوعات مشخصی که در آنها نیازمند اطلاعات هستید، به طور دقیق مشخص کرده و سپس سوالاتی را که باید در جلسه مطرح کنید، بسیار شفاف طراحی نمایید. زمان بهینهی جلسه را تعیین کرده و قوانین جلسه را تدوین کنید. بهتر است زمان جلسه از یک ساعت و نیم نکند تا برای اعضای گروه خسته کننده نشود. همچنین میتوانید برای استفاده از روشهایی جهت تشویق افراد به شرکت در بحث و جلوگیری از کسالتبار شدن محیط برنامهریزی کنید.
اعضای گروه باید از جامعهی مخاطبان هدف شما انتخاب شوند. پیش از این مرحله باید پرسونای مخاطب خود را به درستی شناسایی کنید. انتخاب افراد باید به نحوی باشدکه از هر طیفی یک نماینده در گروه حاضر باشد، تا بتوانیم به طور نسبی تمام تفکرات را پوشش دهیم. فراموش نکنید که تمام اعضای گروه در برخی ویژگیها نقطهی اشتراک دارند که همان پرسونای مخاطب شماست.
پس از بخش معرفی خودتان و هدف کلی از برگزاری گروه تمرکز، اعضای گروه ضمن معرفی خود، مهارتهایشان را ذکر میکنند تا افراد اندکی با یکدیگر آشنا شوند. برای شروع جلسه، بهتر است با طرح سوالات سادهتر شروع کنید و به افراد اندکی زمان دهید تا به پاسخها فکر کنند. پس از اینکه بحث مقداری پیش رفت، سوالات اصلیتر و چالشبرانگیز را بپرسید. در پایان بحث، پرسشهای نهایی که حکم جمعبندی دارند را مطرح کنید. به این ترتیب بسیار راحتتر میتوانید نتیجهی جلسه را در ذهن خود طبقهبندی کنید. فراموش نکنید مدیریت زمان در هر سه بخش فوق بسیار مهم است. میتوانید بین جلسه، زمانهایی را به پذیرایی و استراحت اختصاص دهید و به گونهای رفتار کنید که افراد احساس راحتی کنند. در طول بحث، سعی کنید تمرکز را روی فرد خاصی قرار ندهید و تمام افراد را در بحث شرکت دهید. در میان پرسشها اندکی مکث کنید و به افراد کمحرفتر فرصت اظهار نظر دهید. برای ارزیابی جلسه بهتر است مکالمات را ضبط نمایید. در صورتی که به پاسخ تمام سوالات خود دست نیافتید، میتوانید جلسات دیگری نیز برگزار کنید. در زیر با نمونههایی از سوالاتی که میتوانید در گروه تمرکز مطرح کنید، آشنا میشوید:
دادههای به دست آمده از جلسات را به صورت منظم دستهبندی و ارزیابی کنید. از این طریق میتوانید به سرعت و به آسانی از احساسات، تمایلات و دیدگاه مشتریان نسبت به محصول یا خدمت خود آگاه شده و به پاسخ مورد نظر خود دست یابید.به علاوه، قادر خواهید بود از ایدههای عمیق و بیواسطه مخاطبان خود در راستای بهبود کسب و کار خود بهره گیرید.
شرکت تبلیغاتی مات، ارائه دهندهی کلیه خدمات تبلیغاتی، با پیادهسازی نتایج حاصل از تحقیقات بازار و تشکیل گروههای تمرکز یا Focus Group، در پیشبرد مقاصد و رشد کسب و کار شما تاثیر بهسزایی خواهد گذاشت.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ مات
ممکن است بارها بعد از تماشای یک تبلیغ، بغض کرده باشیم یا به اصطلاح موی تنمان سیخ شده باشد و احساساتی شده باشیم. این دقیقا همان کاری است که Emotional Branding با مخاطب انجام میدهد.
Emotional Branding یا برندسازی احساسی، عاطفی و یا هیجانی مدلی است که برای نفوذ به قلب مشتری از آن استفاده میکنیم. برندسازی احساسی به جای توجه به تصمیمات عقلایی افراد، به تصمیمات احساسی او توجه میکند و برای ایجاد رابطه بین مشتری و برند، روی هدفها، نیازها، خواستهها و تمایلات که همگی تحت تاثیر ناخودآگاه انسان هستند، تمرکز میکند. یکی از راههای تبدیل مخاطب به مشتری وفادار، درگیر کردن احساسات و عواطف اولیه او و پاسخ به موقع به نیازهایی است که دارد. هر قدر احساسات مثبت مشتری نسبت به برند ما بیشتر باشد، امکان وفادار ماندن او نیز بیشتر میشود.
طبق تحقیقات انجام شده افراد در تصمیمگیری برای ، نسبت به اطلاعات و نیازشان، بیشتر به علاقه و احساساتشان اتکا میکنند. در گذشته نیز تمرکز بازاریابان روی تصمیمگیریهای عقلایی مصرف کننده بود اما امروزه تمرکز بیشتر روی تصمیمگیریهای احساسی افراد است. Emotional Branding از احساساتی مثل عشق، حسادت و غرور برای تحریک مخاطب استفاده میکند چرا که افراد معمولا خود را با برندی که از آن میکنند معرفی میکنند، یا از روی حسادت خود را انجام میدهند، در صورتی که تصمیمهای عقلایی معمولا از منفعتی که یک محصول برای ما دارد، نشات میگیرد.
برای برندسازی احساسی بهتر است این دو نکته را مد نظر قرار بدهیم:
Emotional Branding کمک میکند تا به برندمان شخصیت و ارزش ببخشیم، داستان آن را برای برانگیختن مخاطب تعریف کنیم و آگاهی نسبت به برندمان را افزایش دهیم.
برندها شخصیت خودشان را دارند و روی عواطف افراد به صورت متفاوت اثر میگذارند. در نتیجه بازاریابها میتوانند با استفاده از المانهای برندشان، روی مواردی مثل تبلیغات، بسته بندی و تمرکز کنند و برای اثرگذاری بیشتر و تحریک احساسات، پرسونای مخاطب را شناسایی کنند و مطابق با آن به نیازها و علایق او پاسخ بدهند. باید بدانیم مخاطبان ما چه تعدادی هستند، به کدام برند تمایل بیشتری نشان میدهند، چه حسی به برند ما دارند، نیازشان در یک مقطع زمانی خاص چیست و … . درست مثل کاری که کمپانی اپل با مشتریان خود انجام داده است. این کمپانی نیاز مشتریان خود به تنوع و همگامی با تکنولوژیهای جدید را درک کرده و این حس را القا کرده است که آنها بخشی از کمپانی بزرگ اپل هستند.
همینطور با تعریف شخصیت برند میتوانیم خودمان را از دیگر رقبا متمایز کنیم و در چشم مخاطب نیز در مقایسه با دیگر برندها متفاوت به نظر برسیم؛ هرچند که موفقیت و تمایز یک برند تنها تحت تاثیر شناخت سریع لوگو توسط مخاطب نیست، بلکه تحت تاثیر ارتباطی است که میان مخاطب و برند شکل گرفته است. معمولا برندهایی که برندسازی احساسی قوی دارند، شناخته شدهتر هستند و نیاز کمتری به معرفی دارند. البته باید در نظر داشته باشیم که این موضوع پروسهای زمانبر است و برای نفوذ در احساسات مشتری نیاز به تکرار دارد.
برای اجرای Emotional Branding موفق نیاز داریم روی زندگی روزمره افراد تمرکز کنیم. یک مثال بارز و موفق برندسازی احساسی، کمپانی نایکی است که در تبلیغاتاش هیجان و احساسات مخاطب را درگیر میکند و از زندگی روزمره افراد عادی یک داستان هیجانانگیز میسازد.
در بازاریابی، معمولا تمرکز برندها روی حس بینایی و جلوههای بصری است در صورتی که برای موفقیت نیاز داریم به جزئیات توجه کنیم و متناسب با محصول و خدمتی که ارائه میدهیم، به همه حواس پنجگانه توجه کنیم. شنیدن، بوییدن، لمس کردن و مزه کردن همگی فاکتورهایی هستند که به هویت برند، استقلال میبخشند. بستهبندی احساسی و تبلیغات احساسی از مواردی هستند که در Emotional Branding بسیار کاربرد دارند. همچنین برای عملکرد بهتر میتوان از نورومارکتینگ که در بلاگهای گذشته به آن پرداختیم، استفاده کرد.
آژانس تبلیغات بازاریابی و برند مات تلاش میکند تا با تدوین استراتژی و برنامههای جامع بازاریابی ارتباطی شما را در مسیر تحقق اهدافتان یاری کند.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ مات
مدل بازاریابی AIDA بر اساس روانشناسی تبلیغات و رفتار مصرفکننده، در حدود 100 سال قبل طراحی و رفتهرفته به شکل امروزیAIDAS تکمیل شده است. این مدل به شما کمک میکند که نحوهی ارتباط با مشتریان خود را در کمپینهای مختلف بازاریابی سنتی و دیجیتال، از پیش برنامهریزی کنید. هدف نهایی این مدل، جلب مخاطب و افزایش است که در بلند مدت در صورت فراهم کردن رضایت مشتریان، به وفاداری مشتریان میانجامد. مدل AIDAS، مراحل سفر مشتری را مانند یک قیف 5 مرحلهای در نظر گرفته است. این مراحل شامل Attention (جلب توجه مخاطب)، Interest (ایجاد علاقه در مخاطب)، Desire (ایجاد تمایل و اشتیاق در مخاطب)، Action (تصمیمگرفتن به انجام عمل) و در نهایت Satisfaction (رضایت مشتری) هستند.
در قدم اول، باید از روشهای مختلف، توجه مخاطبان را به خود جلب کنید. برخی منابع از این گام به عنوان Awareness یا آگاهی نیز یاد کردهاند. دیده شدن توسط مخاطب در تبلیغات معادل پروموشن است. در این مرحله باید بدانید چگونه باید به مخاطبان هدف خود دسترسی پیدا کنید و آنها را از محصول یا خدمت خود آگاه سازید، از چه ابزار و چه نوع پیامهایی برای جلب توجه مخاطبان استفاده میکنید. برای دیده شدن تبلیغات، میتوانید مکان یا شرایطی خاص و غیر قابل پیشبینی را برای این کار انتخاب کنید، از تیترهای جذاب در متن تبلیغات استفاده کرده و یا برای مخاطبان هدف پیامهای شخصیسازی شده ارسال نمایید. برای اینکه این کار را به بهترین نحو انجام دهید، باید با پرسونای مخاطب آشنایی داشته باشید تا به یک زبان مشترک با آنها دست یابید. در این مرحله، آگاهی از برند افزایش یافته و امکان تبدیل بازدید کننده (Visitor) به لید (مشتری راغب) وجود دارد. در دیجیتال مارکتینگ از راههای مختلفی مانند فعالیت در شبکههای اجتماعی، بهینهسازی موتورهای جست و جو و گوگل ادوردز برای جذب ترافیک و جلب توجه مخاطبان استفاده میشود.
پس از اینکه مخاطب از برند، محصول یا خدمت شما آگاه شد، نوبت به آن میرسد که او را به سمت داشتن اطلاعات بیشتر و تحقیق و بررسی درباره خدمت یا محصول خود ترغیب کنید. میتوانید با استفاده از استراتژیهای تولید محتوا، متناسب با رسانههای تبلیغاتی آنلاین یا آفلاین، محتوای جذاب و کاربردی تولید کنید. برای مثال، فعالیت در شبکههای اجتماعی، نوشتن مقالات مفید، استفاده از عکسها و ویدیوهای جذاب و آموزشی، میتوانند در این مرحله راهکارهای مناسبی باشند. به علاوه میتوانید از سوابق قبلی خود و یا نظرات مثبت مشتریان (Testimonials) برای نشان دادن اعتبار خود استفاده نمایید.
حال که مخاطب به شما علاقهمند شده است، باید در او تمایل و اشتیاق بیشتری جهت تجربه و استفاده کردن از محصول یا خدمت خود ایجاد کنید. در این مرحله باید مخاطب را از لحاظ احساسی تحت تاثیر قرار دهید. از نقاط تمایز برند خود بگویید، به نحوی که احساس نیاز شدیدی در وی ایجاد شود. میتوانید از روشهایی مانند ارائهی برخی خدمات رایگان، پاسخ دادن کارشناسانه و با حوصله به سوالات آنها، بیان مطالعات موردی و تایید افراد معتبر و مشهور استفاده کنید. فضای آنلاین خصوصاً شبکههای اجتماعی، فضای بسیار مناسبی برای تعامل با مخاطبان ایجاد کردهاند. همچنین در این مرحله میتوانید از اینفلوئنسرها کمک بگیرید.
حال که اشتیاق زیادی در مشتری بالقوهی شما ایجاد شده، زمان مناسبی برای و Conversion است. در این مرحله باید برای بهینهسازی تمامی کانالهای بازاریابی خود برنامهریزی کنید. تبلیغات آنلاین یا آفلاین شما باید در نهایت مخاطب را به انجام یک عمل خاص هدایت کند. طراحی و جانمایی مناسب دکمههای فراخوان (CTA) و همچنین طراحی بهینه لندینگ پیج یا صفحه فرود، از مواردی هستند که اجرای آنها در دیجیتال مارکتینگ ضروری است. مخاطب باید احساس کند که از جانب شما برای کردن حمایت خواهد شد. ضمانت بازگشت وجه یکی از استراتژیهای بسیار اثربخش در این قسمت است. توجه کنید که حتی در موفقترین کمپینهای تبلیغاتی 100% از مخاطبان به این مرحله نمیرسند، اما تاثیر و پیامی که از برند شما به آنها منتقل شده مهم است.
این مرحله از مدل AIDAS، معمولاً در زمان طولانیتری نسبت به مراحل قبل برای مشتری اتفاق میافتد. ایجاد رابطهی بلند مدت با مشتریان پس از ، به آنان جهت وفادار ماندن به برند شما انگیزه میدهد. رضایت مشتری علاوه بر تکرار ، باعث میشود از طریق بازاریابی دهان به دهان محصول یا خدمت شما را به دیگر افراد معرفی کند. بنابراین، علاوه بر حفظ کیفیت محصولات و خدمات، باید در حوزهی خدمات پس از و استراتژیهای وفادارسازی مشتری برنامهریزی و نظارت مستمر داشته باشید. استفاده از نظرسنجیها، اهدای جوایز، ارسال پیامها یا هدایای مناسبتی، شرکت دادن مشتریان در نظرسنجیها و تخفیفات وفاداری، از جمله مثالهایی در این رابطه هستند.
هدف از پیادهسازی مدل AIDAS در بازاریابی، برنامهریزی برای چگونگی تعامل با مشتریان بالقوه جهت تبدیل آنها به مشتریان بالفعل و در نهایت وفادار است. شرکت تبلیغاتی مات با ارائهی کلیه خدمات بازاریابی، شما را در پیادهسازی استراتژیهای بازاریابی و تبلیغات یاری میکند.
منبع: آژانس دیجیتال مارکتینگ مات
درباره این سایت